خرید بک لینک
ماهی هایـم قـاطی کرده اند! باز دارند خلاف جهت درستشـان شنـا میکننـد، انگار اصلا جهت درسـت و غلطشان هم قاطـی شده.
بعضـی وقتـها خودم هم از خـودم تعجب میکنـم. شایـد خیـلی ها اینطور باشنـد و شاید اصلا درستـش همین است که آدم در رابطه و جمع دوستـانش یکجور است، و در رابطه ی شخصـی و احسـاسی اش یکجـور دیگـر. مسلما انتظارات و ایده آل هایی که هر یک از ما از شریک رابطه مان داریم با هم متفاوت است.
من از مردهای لوده خوشم نمیاید. از مرد هایی که به بهانه ی دوستی و صمیمی بودن با دوست های من لحن صدا و صحبت کردنشان با ل*ا*س زدن همراه باشد بدم میاید. از مردهایی که نمیدانند چه حرفی را کجا باید بزننـد و شاید شخصی ترین مسائـل رابطه را هم در جمع دوستانه به شوخی بیان میکننـد بدم میاید. حالا هرچقدر هم که آن جمـع صمیمـی و دوستانه باشـد، باز هم فکر نمیکنـم دلیـل مناسبـی برای جـار زدن مسـائل شخصـی باشـد.
وای خـدای من این مـرد کنـار خوبی هایی که دارد، کنـار ساده بودنـش، زرنگ بودنش، کنـار اینکـه مـرا دوست دارد، خصوصیـت های اخلاقـی ای دارد که من ازشان متنفـرم. هربـار خواستـم یک فرصـت دوباره بدهم بلکه درست شد. بلکه کمـی تلاش کرد برای راضی نگه داشتـن من. امـا هیـچوقت مشکـلات اصـلی مرا متـوجه نمی شـود. من با خـرج کردن برای خودم و دوستاهم خوشحـال نمیـشوم. من با ابراز علاقه های پیـاپـی خوشحـال نمیـشوم. من وقتی خوشحال میشـوم که برای حرف هایم ارش قائـل باشی و وقتـی میگویـم لطفا فلان کـار را انقـدر تکـرار نکن، حـداقل سعـی کنی تکـرارش نکـنی. وقتـی خوشحـال میشـوم که مثـل یک مرد واقـعی کنـارم باشی. وقتـی خوشحـال میشـوم که به دیگـران اجـازه ندهی در رابطه ی ما دخالت کننـد و کنتـرل رابطه را دست خودت بگیـری. نه اینکـه انقـدر در جمـع از مشکـلات و رابطه مـان صحبت کنی، انقـدر هربار به مشـکل میخوریم به دوست من زنگ بزنـی و سعی نکنی آن مشکـل را با خودم حل کنـی، که همه به خودشـان اجـازه بدهـند راجـع به رابطـه ی ما نظـر بدهنـد و مرا نصیحـت کننـد که تو بچه ای، تو الان داغـی ، این مـرد زندگـی است این فـلان است این بهمان است. آن هم چه کسـانی، کسانی که خودشـان هیچ نکته ی مثبت و موفقیت آمیـزی در زندگیـشان نـدارند و من اصلا زندگی کردنشـان را قبول ندارم. کسی که یک بار آن هم 5 دقیقه تو را دیده به من بگوید اینو سفت بچسب.
همه ی اینها حرف های تو را شنیده اند چون من عادت به حرف زدن در جمع ندارم. چون من عادت به جـار زدن مشکـلاتم نـدارم.
امیـدوارم بگـذرد. امیـدوارم باز هم مثـل همیشـه خدا کمکـم کنـد. اینبـار کمکـم کنـد و اراده ای به من بدهـد که نگـذارم کسـی دخـالت کنـد و این رابطـه آزار دهنده را تمام کنم.

برچسب: نویسنده: رویا مهدوی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 2:40

صفحه بندی