خرید بک لینک

دیروز آقای صفـاری ازم پرسیـد پنجشـنبه هـا میتوانم بروم شرکت برادرش پیش حسابدارش کارهای حسابداری دیگری را هم باد بگیرم یا نه. میگفت اگر بشود میخواهد کافی نت را به دفتر مالیاتی تبدیل کند. من هم دیدم خب اصلا کار به کنـار، یاد گرفتن کار های دیگر حسابداری برای خودم هم کلی خوب است. قبول کردم و قـرار شد با هم هماهنگ کنیم.

دیشب که رفتم خانه هم بابا آمد گفت یک کار حسابداری توپ برایم پیـدا کرده که از روز اول هم بیمه می کنند هم حقوقش پایه ی وزارت کار است.گفت یک شرکتـی هست که حسابدار میخواهـد به احتمال زیاد هم شرایـط مرا قبول می کننـد.

خب مطمئنا من ترجیـح میدم اگر اوکی بشـود بیخیـال اداره مالیات بشوم و بروم آن شرکـت. هرچنـد که تازه جا به جـا شدم و از جای جدیـدم هم بسیـار راضـی ام.

*

دیشـب رفتـم خانه ساعـت 7 با نیلوفـر و مامان آمدیم هفـت حوض. نیلوفـر از این کوله پشتـی های گل گلـی بامـزه میخواسـت. من هم سر راه که از اداره برمیگشتـم آنهـا را دیده بودم، آمدیم بخـرد دست از سـر ما بردارد. سر هفـت حـوض یک کتاب فروشـی دارد، داشتم ویترینـش را نگـاه میکـردم دیدم کتاب من پیش از تو و ملت عشـق را دارد. رفتم منن پیش از تو را خریـدم، امـروز هم میخـواهم بروم ملـت عشـق را بخـرم. باز آن خوره ی کتـاب به جـانم افتـاده :)

*

دیگـر نفـس های آخر صبـرم است! قطره هـای آخر! دارد تمـام میشـود دیگـر. اگـر میخـواست حرفـی بزند تا الان صـد بار گفته بود. شاید او هم از احسـاسش مطمئن نیست. چه میـدانم هزار جور فکـر میشـود کرد. هـی هـر روز و هـر شـب پـی ام دادن و صحبـت کـردن که نشـد، باورم هم نمیشـود انقـدر خجالتـی باشـد که نتواند یک پیشنهاد را مطـرح کنـد. اصلا همه چیـز مطرح است خودش!! فقط بایـد کمی رسمـی شود، تکلیـف ها روشن شـود. من الان درگیـر رابطه ای هستـم که اسم ندارد و من هم نمیـتوانم اسمـی رویـش بگـذارم.

بچـه ها میگوینـد خب تو بگـو. بگو اسم رابطه ی ما چیـست، نسبـت ما با هم دیگـر چیـست. اما نمیـشود که. حتـی دیـشب خواستم بگویـم اما نشـد. غـرورم اصـلا ایـن اجـازه را به من نمیـدهد. هـی میـگویـم خب بابا آخـر خنگ که نیـست! تابـلو است که من هم بی میـل نیستـم، پـسچه مرگـش است که زبـان باز نمیکنـد.

دیگـر آخـر صبـرم است و از لحظه ای که کنـارش بگـذارم و حتـی جـوابش را ده خط در میان بدهم زیاد دور نیستـم×

برچسب: صبر ایوب,صبر ایوب یساری,صبر ایوب چند سال بود,صبر ایوب زمان صبر منه,صبر ایوب یساری کنسرت,صبر ایوب جواد یساری,صبر ایوب بباید,صبر ایوب از جواد یساری,صبر ایوب چیست,صبر ایوب ندارم, نویسنده: رویا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 5:48

صفحه بندی